تبليغاتX
بنام خدایی که در این نزدیکیست
اتاق گرافیست ها

 همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم...

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:

مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،

زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.

2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.

3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.

نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟

نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.

روزهاي تشويق به پايان ميرسد!                       نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!

برندگان به زودي فراموش ميشوند!     اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:

1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ...

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .

كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟

اجازه دهيد كمكتان كنم. شما در زمره مشهورترين نيستيد...،

اما از جمله كساني هستيد كه براي درميان گذاشتن اين پيام در خاطرمن بوديد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 8:51  توسط آرمینه  | 

"بنام هستي"

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید!                                         

به نکته‌هاى زير توجه کنيد!

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود. اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ، تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه، يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،

وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
  اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،

اگر کفش و لباس داريد، اگر تختخواب و سرپناهى داريد،

در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،

شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است.

2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.

3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.

به قول يکنفر:                    طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،

                                طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،

                                              طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

                                             طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

    و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است. 

                 وهمیشه خدا را  شکر کنید.      
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 8:49  توسط آرمینه  | 

سلام به همه

امروز خیلی خوشحال هستم بالاخره امروز جواب آزمون علمی کاربردی را دادن و من و دوستانم قبول شدیم.امیدوارم بتونیم تحصیلات خودمان را ادامه دهیم.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:35  توسط آرمینه  | 

به آرامی آغاز به مردن می کنی ! اگر سفر نکنی. اگر کتاب نخوانی . اگر به اصوات زندگی گوش ندهی. اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی ! زمانی که خودباوری را در خود بکشی. وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی ! اگر برده عادات خود شوی. اگر همیشه از یک راه تکراری بروی . اگر روز مرگی را تغییر ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی. یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنیو

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی ! اگر از شور و حرارت از احساسات سرکش و از چیزهائی که چشمانت را به درخشش وا می دارند و ضربان قلبت را تند تر نیکنند دوری کنی...

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی ! اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی .اگر برای وطمئن در نامطمئن خطر نکنی.اگر ورای رویاها نروی . اگر به حوادث اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی ات ورای مصلحت اندیشی بروی...

امروز زندگی را آغاز کن!

                             امروز مخاطره کن!

                                                 امروز کاری کن!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 15:38  توسط آرمینه  | 

خیلی خیلی خجالت می کشم ، چون مدت طولانی که نتونستم به وبم سری بزنم. راستش مشغول درس و دانشگاه بعدش هم امتحانات بودم تازه  یک هفته است که یه ذره سرم خلوت شده.به امید خدا دانشگاه هم تمام شد ،حالا تا اردیبهشت صبر کنم تا امتحان جامع را بدم و خلاص...دوران خیلی خوبی بود استادان خوب ، دوستان خوب ، خلاصه خیلی چیزهای خوب و مفیدی یاد گرفتم .از اینجا باید از یکایک استادانی که برام زحمت کشیدن تشکر کنم.

سال ۱۳۸۶ داره تمام میشه پیشا پیش سال جدید را به همه دوستان خوبم تبریک میگم. امیدوارم سال خوب و پربرکتی برای همه باشد.

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:22  توسط آرمینه  | 

دوستان خوبم سلام

امیدوارم خوب هستید .من سرم خیلی شلوغه کمی که سرم خلوت بشه مطالب جالبی براتون می گذارم. دوباره سری به من بزنید.

                                                                                                                            

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 12:30  توسط آرمینه  | 

کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند.
كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند.
كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.
كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند.
كساني که با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند.
كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند.
كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند.
كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند.
كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.
كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند.

شما چگونه امضا می کنید و چطور آدمی هستید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 23:53  توسط آرمینه  | 

سبک های معروف نقاشی

 

رئالیسم             :   Realism

 رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه.   

از رئالیست های دیگر"انوره دومیه" است که در طی حکومت ناپلئون سوم برای نشریات انتقادی- فکاهی کاریکاتور تهیه می کرد. در این تعریفِ عام، رئالیسم مفهومی متضاد با آرمانگرایی، انتزاعگرایی، چکیده نگاری و رمانتیسم است و از این رو با معنای ناتورالیسم(naturalism)، مترادف انگاشته می شود. از جنبه ی صوری، رئالیسم به این دلیل با ناتورالیسم متمایز است که بر "عام در خاص" تاکید می کند.

 

امپرسیونیسم      :   Impressionism  

امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است. در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivari( شاری واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.  در نقاشی های آنها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ مکمل نقاشی می شدند. آنان با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد، زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارددر حقيقت، نقاش امپرسيونيست منحصراً توسط كشف و شهود فردي خويش هدايت مي شد و تنها بر صداقت خود اعتماد مي كرد و هر يك از آثارش - به عنوان يك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ي نقاشي بود. از نظر او، دنيا، يكباره و براي هميشه در يك قالب ثابت زيست نمي كرد، بكله با هر نظر، در تازگي احيا شده يي دوباره كشف مي شد، و كمترين جلوه ي آن، جزيي از زيبايي متغير آن بود. چنين آزادي اي، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه مي توانست كرد؟

 نئوامپرسیونیسم:

نئو امپرسیونیست ها سعی کردند تا اصول بصری امپرسیونیسم را بر بنیانی علمی بنا نهند و پُست امپرسیونیست ها آغازگر زنجیره ای طولانی از جنبش ها بودند که تلاش داشتند تا رنگ و خط را از کارکردهای بازنمایانگر محض اش رها کنند و به ارزش های حسی و نمادینی بازگردانند که امپرسیونیست ها آن را صرف تاکید خود بر عنصرگذرزمان و اجمال لحظات کردند.
هنگامی که سزان و سورا دست به کار جایگزینی امپرسیونیسم با شیوه جدیدتر و استوارتری از نوع کلاسیک بودند، "وینسنت ونگوگ"(1853-1890)( نخستین نقاش بزرگ هلند) مسیری مخالف در پیش گرفته بود زیرا احساس می کرد که مکتب امپرسیونیسم هنوز به نقاش چنانکه باید، آزادی ابراز عواطفش را نمی داد. و از آنجا که داعیه اصلی ونگوگ همین ابراز عواطف با بیانی گویا بود، برخی از هنرشناسان وی را نقاشی از مکتب اکسپرسیونیسم( توضیح فصل های آینده) یا هیجانگری به شمار آورده اند.

ناتورالیسم   Naturalism

طبیعت گرایی که زمزمه های آن در نیمه دوم قرن نوزدهم به گوش می رسید. اصطلاحی در تاریخ هنر و نقد هنری برای توصیف سنخی از هنر که در آن، طبیعت بدان گونه که به نظر می آید، بازنمایی می شود. در این تعریف که- بیشتر از جنبه ی صوری اعتبار دارد- طبیعتگرایی مفهومی متضاد با چکیده نگاری است. اگر هنر کلاسیک یونان را جلوه کامل طبیعت گرایی تلقی می کنند و هنر رنسانس ایتالیایی را تجدید حیات آن می دانند بر اساس چنین استدلالی است که در هنرهای نامبرده، اثر هنری همانند آیینه ای زیبایی طبیعی را بازمی تابد. در این معنا، طبیعت گرایی با آرمان گرایی تناقضی ندارد، حال آنکه مفهوم ناتورالیسم به لحاظ فلسفی و چون یک "روش هنری" خلاف این است. اصطلاح ناتورالیسم به مثابه مکتبی خاص در نقاشی، نخستین بار توسط بلوری در باره ی پیروان "کارواجو" به کار برده شد. به زعم او اینان به تقلید وفادارنه از طبیعت( خواه زشت، خواه زیبا) می پرداختند. همچنین کاستانیاری - منتقد فرانسوی - اصطلاح ناتورالیسم را جایگزین رئالیسم کرد. تا بر عین گرایی و پژواکهای فعالیت علوم طبیعی تاکید بیشتری بگذارد.

کوبیسم   cobism   : 

به عقیده بسیاری از مورخان هنر، کوبیسم به سبب نوآوری در روش دیدن، انقلابی‌ترین و نافذترین جنبش سده‌ی بیستم و آغازگر اصلی جنبش مدرنیسم در هنر است. واژه کوبیسم از ریشه Cube به مکعب اخذ شده. کوبیستها کوشش می‌کنند تا کلیت یک پدیده(وجوه مختلف یک شیء) را در آن واحد در یک سطح دو بعدی عرضه کنند،کوبیسم از این جهت مدعی رئالیسم بود،ولی نه رئالیسم بصری و امپرسیونیستی بلکه رئالیسم مفهومی.آنها همچنین در تلاش بودند تا ذهنیت خود را از اشیا و موجودات به صورت اشکال هندسی بیان کنند.از این رو آنچه را که در واقعیت است به گونه‌ای که در چشمان ما قابل رویت است نمی‌بینیم.

کوبیسم به دو مرحله تقسیم می‌شود:کوبیسم تحلیلی ۱۲-۱۹۱۱ کوبیسم ترکیبی۱۴-۱۹۱۲

بجز ژرژ براک و پابلو پیکاسو که از آنها به عنوان آفرینندگان این سبک یاد شده است می توان از خوان گریس نیز نام برد.

آبستره (Abstract):

آبستره در معنای عام، جدا کردن صفت با خاصیت مشترک میان چند چیز، و تاکید بر این وجه مشترک است.
به عنوان مثال می توان دایره را صورت انتزاعی تمامی چیزهای گرد دانست.
اساس هنر تجریدی( آبستره) در حقیقت این اعتقاد است که ارزشهای جهانشناختی در رنگ و شکل خلاصه می شود و به طور کلی ربطی به مضمون نقاشی یا پیکره سازی ندارد( نقاشی می تواند ترکیبی از خطوط افقی و عمودی و سطوح یک دست رنگی باشد لزوم داشتن شکل مشخص و همه فهمی نیست) یکی از بانیان این شیوه در قرن بیستم" واسیلی کاندینسکی" هنرمند روسی الاصل بود که اولین اثر خود را ( با نام بدیهه سازی) در سال 1910 به وجود آورد.

هنر گوتیک :

هنر گوتیک در نیمه دوم قرن 12 میلادی پا گرفت و تا نیمه قرن 15 میلادی ادامه یافت. در همه کشورهای اروپایی در آغاز،شیوه نوینی از معماری کلیسایی که از آمیخته شدن  عناصر رومی وار با هلالی تیزه دار اسلامی بود بوجود آمد. نخستین اثر معماری گوتیک کلیسای دورام در انگلستان می باشد .

معماری گوتیک ، معماری 100 درصد تکنیکی است و فن بالایی را می طلبد .در این سبک نقش استاتیک در ساخت بنا ها بسیار مهم بوده است . حامیان این سبک ، کلیسا ها را برای نشان دادن به جهانیان با ارتفاع بسیار زیاد می ساختند و در انتهای این کلیسا ها برج های نوک تیزی می ساختند تا مرتفع تر نشان داده شوند. از ویژگی های دیگر آن گرایش به قرینه سازی است . یکی دیگر از خصوصیات این سبک استفاده از پنجره هایی در سطح های سنگی و دارای شیشه های رنگی به اندازه های بزرگ و بلند بر روی نمای اصلی می باشد.

در این سبک استفاده از سطوح قوسی و گنبدی  و ستون های مرکب به اهمیت نما می افزود . معماری گوتیک بر مبنای چلیپا شکل قرار داشت .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 13:20  توسط آرمینه  | 

يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند . حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن: - اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد - - هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست- - وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد - - هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد - - هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن- - اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است. - وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند . - اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي - - احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد - - هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي . -اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آنهم در حالي که روشن است) مي افتند. - مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد . - هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود- - هشتاد درصد امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده - وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است- قوانين اتوبوسي مورفي: - اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد- - اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است - - اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري- - -هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد . مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري - روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد. - اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد - قوانين كامپيوتري مورفي: - ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود- - اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد. قوانين عاشقانه ي مورفي: - همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد - - هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است- -شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است .) - ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها- - چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.. فلسفه مورفي: " لبخند بزن... فردا روز بدتريه و اما سرنوشت خود آقاي مورفي: يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . حالا فکر کن !!!!.... با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه راننده در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري. احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده : " اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه "
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:29  توسط آرمینه  | 

گرافيک زبان اختصار و خلاصه گوي و زبان تصويري مشترک بين ملل مختلف است.زماني که در غارها انسانهاي اوليه براي بيان منظور خود و برقراري ارتباط با ديگران تفکراتشان را با استفاده از تصوير سازي روايت مي کردند، با ابداع خط و بکارگيري آن در کنار تصوير و بعدها با اختراع دوربين عکاسي و استفاده از عکس راه براي شيوه هاي ديگر از جمله تايپو کرافي و عکاسي باز شد. وقتي گرافيک به نقاشي نزديک مي شود در حوزه تصوير سازي خود را معرفي مي کند. تفاوت تصوير سازي با نقاشي در شخصيت پردازي قوي و جنبه روايي و داستاني و موضوعي بودن آن است. تصوير سازي با تاکيد بر نشانه ها و سمبولها با ذهن مخاطب رابطه اي تصويري و تخيلي ايجاد مي کند و با پيوند تخيل و واقعيت هارموني و تاثير بصري عمقي بر جاي مي گذارد. پس تصوير سازي فضاي خلاقانه و استعاره اي ايجاد و تخيلات بيننده را تحريک مي کند و او را به لذت گرفتن پيام به طور غير مستقيم و اشارهاي مي رساند. يک تصويرساز ماهر در حقيقت شاعري است که با توانمندي زياد از استعاره و اشارههاي غير مستقيم استفاده مي کند، ذهن را درگير کشف موضوع مي کند و باعث مي شود که پيام ارسال شده تا مدتها در ذهن بماند. يک پوستر تبليغاتي بدونه ايده خلاقانه و فضاي استعاره اي فقط مدت کوتاهي اعتبار داردو به محض اطلاع رساني عمرش به پايان مي رسد. تصوير سازي مي تواند يک عکس باشد ، عکسي که در واقع بطور عيني وجود ندارد بلکه زماني که هنرمند تخيلاتش را با واقعيت در هم مي آميزد پديد مي آيد. فصل نامه گرافيک و چاپ ،شماره اول- بهار 1386
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:5  توسط آرمینه  |